تبلیغات
نی نی ما

نی نی ما
پروردگارا مرا از سوی خود فرزندی پاک و پاکیزه عطا کن , یقینا تو شنوای دعائی
ما روز پنج شنبه 30 شهریور با محمد طاها و خانم و بابا و مامان آمدیم کرمان البته اون روز حسابی به بابا و محمدطاها سخت گذشت و خسته شدن محمدطاها آخر سفر داشت غرغر می کرد و بابا هم مرتب می گفت مواظب باش خسته شدی خیلی دور است مامان و بابا هم آمده بودن کمک ما آخه از روز شنبه اول مهر من باید می رفتم سر کار و خانم هم ساعت 7:30 کلاس داشت از بدشانسی ما است آخه کلاس اولی ها هم روز اول مهر مدرسه نمیرن که خانم ما میخواست برای دوره دکتری بره سر کلاس 

تا من توانستم کسی پیدا کنم ماهواره تنظیم کند و یک سری وسایل کمبود خونه تهیه کنم یک هفته ای طول کشید از طرفی به محیط آشنا نبودم و باید مراعات بابا و مامان و محمد طاها و خانم هم می کردم برخی مواقع هم اوج بدشانسی بودیم مثلا لوله فاضلاب تخلیه آب لباسشویی بادستگاه لباسشویی ما نمیخورد لوله جدید گرفتیم که بریزیم تو فاضلاب کف آشپزخانه بعد از اینکه ماشین لباسشویی را روشن کردیم آب اولش که تخلیه کردیم کف آشپزخانه شد پر از آب و فهمدیم که فاضلاب مشکل دارد و آب از این طریق پایین نمی رود تا ساعتها آب کثیف کف آشپزخانه بود و داستانی داشتیم
بعد از یک هفته بابا حوصله اش سر رفت و با اتوبوس برگشت جهرم و
هفته بعدش هم مامان با محمدحسین برگشت جهرم

[ سه شنبه 18 مهر 1391 ] [ 09:26 ق.ظ ] [ محمد جهرمی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خداوند در 24 روز دومین ماه سال 91 ساعت 8:45 فرشته را به من و مامانش سپرد و گفت من 9 ماه از او مراقبت كردم روح خودم را در او دمیدم و سالم و پاك به شما تحویل می دهم ما اسم این فرشته را محمد طاها گذاشتیم باشد كه بتوانیم به قولمان به خدا عمل كنیم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Lilypie - Personal pictureLilypie Premature Baby tickers